دوشنبه، تیر ۲۲

خودکار من زیر درختِ آلبالو گم ... شد. رفتم مغازه

بعد کلی وقت که خودکارم گم شده بود و خودکار نداشتم . . .
دیروز رفتم ( لوازم تحریری از اون پیر مرد باحاله ) خودکار خریدم !
کی خریدنش مهم نیست ! از امروز باهاش نوشتم ! روونه ،خیلی ... دیروز که می خریدمش هواسم بود که اینطور نباشه ، چون من دوست دارم وقتی که چیزی می نویسم جوهر خودکارم یه کم غلیظ باشه و روون مثل رینولز اصلا ...
ولی این به کارم بیشتر میاد این دفه ! چون الان باید ذهنو کمپلت بذاری تو جیب تنبون و در جا روون کنی رو کاغذ ...
یعنی قرار شد این دفه اون یه خودکاری بهم بده که بتونم دفه ی بعد که میام اونیو بده بهم که دوست دارم !
و می گفت عمرا قطع نمیشه !
خوبه ... اما امروز که نگاه می کردم یه روزه حدود یه سانت از جوهرش رفت ...
البته مثئله ی من یه جا دیگه است ، چون الان چند سالیه که یه دونه هم از این موجودات عجیب رو وقتی داشته نفسای آخرشو می داده بیرون ندیدم ... مگر یکی یا شاید دو بار که ماله خودم نبوده !
این دفه اصلا دوست ندارم گمش کنم ! اگه هم تموم شه عیبی نداره ! یکی دیگه هست و بعدم اول برجه !
دوست دارم ایندفه ! خودم !تنهایی ! تا گرمای آخرین فس فس نفساشو بشنوم !
اگه قطع نمیشه ! خدا کنه گمم نشه ! ایشالا ...
11:54 شام . دوشنبه 22یم

2 نظر:

ناشناس گفت...

چند روز پیش دوستم یه خودکار بم داد، زود تموم میشهُ کللی روونه! هِی آدم می خوآد بنویسه اُ بنویسه! فرصت فکر کردن نمیده! شاید اونجور که هستیم نوشته هامونو کنه!

محمد علي گفت...

کاملا موافقیم !ایول ، چه دوستایی پیدا میشن ! واقعا دستش درد نکنه . قدر اون دوستت رو بدون از این دوستا کم پیدا میشه.یعنی باید از صبح تا شب بیفتی رو دست و پاش ستایشش کنی، هر روز واسش ساندیس و تانی مجانی بخری و...
بعدم چرا خجالت می کشی ؟ حالا گیریم اسمتو همه جا رو دیوار کوچه و این ور اون ور نوشتن !یا یه خائنی هم فامیلیت در اومده ! مهم شخصیت خود آدمه !میدونی که ؟ خب دیگه بسه :دی

ارسال یک نظر